جمعى از نويسندگان

480

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

اهل بيت خداوند شناخته مىشود از اين رو جناب فيض كاشانى ( ره ) حديث : « نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّتِى لَا يقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا » اين‌طور معنا كردند : « همچنانكه إسم دلالت بر معنا مىكند و علامت براى معناست همچنين اهل بيت ( عليهم السّلام ) دلالت بر پروردگار مىكنند و علامتند براى محاسن صفات و افعال الهى . . . ) « 1 » از اين جهت مىتوان گفت : أسماى الهى هر چند حادثاند امّا تأثيرشان در آيات قرآن به اينست كه هم ذاتِ رُبوبى خوانده مىشود و هم او شناخته مىشود و اهل بيت ( عليهم السّلام ) كه أسماى الهى هستند آنها هم حادثاند امّا تأثيرشان بهاينست كه : راه معرفت خداوند شناخت اهل بيت ومحاسن اخلاق وكمالات آنهاست اين معنا در قوس صعود و مقام اثبات و علم ، امّا در قوس نزول و مقام ثبوت و ايجاد چنانست كه ميآيد . مقام نخستين : أسماء حجاب و سُرادق بين ذاتِ الهى و ممكنات در ادعيه و روايات از حجاب وسُرادق ( سراپرده ) بين ذات الهى و ممكنات سخن آمده كه شايد بتوان بين حجاب و سُرادق را اينطور امتياز داد كه سُرادق بين ذات ربوبى و مخلوقاتش دائمى است و همان اوّلين تجليّات أسماء حُسناست بطوريكه ذات حضرت حقّ از شناخت و ارتباط با او بدون سراپردة أسماء به دور است و شناخت و ارتباط بدون أسماء به آن حريم راه پيدا نمىكند امّا حجاب بعد از مقام أسماء در قوس نزول بيشتر مطرح است و آن چيزى است كه قابل خرق است بطوريكه بعض اعمال ، حُجُب سبع ( پردههاى هفتگانه ) را ميدرد و بعض حالاتِ فناء ، حجاب بين خداوند و بنده را كنار مىزند « 2 » امّا سُرادقات بين ذاتِ الهى و جميع بندگان در هيچ حالاتى كنار نميرود از اين رو در بعض روايات از مقام نورى پيامبر به حجاب ياد شده مثل : مُحَمَّدٌ حِجَابُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كه بالاترين حجاب بين خداوند و مخلوقات ، نور پيامير خاتم است « 3 » امّا از مخلوقات به سُرادق ( سراپرده ) ياد نشده بلكه استفاده مىشود كه تجليّاتِ ذات الهى و كمالاتِ ذات اوّلين مقام و مرتبة أسماست كه سراپردهها و حجاب بين ذات الهى و جميع مخلوقات او مىباشد و سِرّ حجاب بودن أسماء در قوس نزول آنست كه چون فاصلة بين ذاتِ نامتناهىِ حقّ با مخلوقاتش بسيار زياد است از اين رو أسماء يعنى تجليّات ذات الهى و ظهوراتِ حقّ كه اوّلين مرتبة أسماء حُسناست باعث مىكند كه نور سُبُحات وجه الهى مخلوقات را از بين نبرد و نسوزاند از اين رو به حجابِ أسماء نياز است تا مخلوقى بتواند موجود شود « 4 » چنان كه از روايتى كه آمده اين معنا دانسته مىشود ، از اين رو در بعض روايات ، ابتداء حجاب بين خداوند و

--> ( 1 ) - إِنَّ السُّجُودَ عَلَى تُرْبَةِ أَبِى عَبْدِ اللَّه الحسين ( عليه السّلام ) يخْرِقُ الْحُجُبَ السَّبْعَ ( شيخ طوسى ، مصباح المتهجد ، ص 733 ، شيخ الحر العاملى ، وسائل الشيعه ج 5 ص 366 باب 16 ) وَعِنْدَ دَعْوَةِ الْمَظْلُومِ فَإِنَّهَا لَيسَ لَهَا حِجَابٌ دُونَ الْعَرْشِ ( الحر العاملى ، وسائل الشيعه ، ج 7 ص 65 ) حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِك ( مناجات شعبانيّه مفاتيح الجنان ) ( 2 ) - الكلينى ، الكافى ج 1 ص 145 ، شاهد اينكه گفته شد در بين مخلوقات ذات نبوى اوّل حجاب است چيزى است كه از روايات استفاده مىشود يعنى بعد از سُرادق و تجليّات أسماء ، اوّل مخلوق حقيقت نورى پيامبر خاتم ( صلّى الله عليه و آله ) است ، مانند : أوّل ما خلق الله نور نبيّك يا جابر ( 3 ) - عَنِ النَّبِى ص أَنَّ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى سَبْعِينَ أَلْفَ حِجَابٍ مِنْ نُورٍ وَ ظُلْمَةٍ لَوْ كُشِفَتْ لَأَحْرَقَتْ سُبُحَاتُ وَجْهِهِ مَا دُونَه ( بحار الانوار ، ج 55 ص 45 ) ( 4 ) - صدوق ، التوحيد ، باب 38 ، ص 278 و 279 .